تبليغاتX
نظریه بسیج

نظریه بسیج

پایگاه شهیدفهمیده- اردبیل

تصوری که همه ی ما داریم، دانشگاه به عنوان محل تحصیل و شکوفائی علم  است . حال این «دانشگاه» و «عــــــلم» چه می تواند باشد و چه اندازه در عمل شکوفائی پذیر است . چه اندازه این شکوفائی را به جامعه به ارمغان می آورد ؟! این دانشگاه از کجا آمده وچگونه اساس گذاشته شده است . چه اندازه در این مرز و بوم توانسته به رشد بیانجامد . دانشگاه و علم در کل و ذاتاً چه ماهیتی می تواند داشته باشد ؟! کدام مقدم و متأخر است .

با نگاهی به نیم قرن اول عمر دانشگاه در ایران می بینیم که تفاوتی آشکار در این معنی با امروز  وجود داشته است . اساس دانشگاه را برخی اهالی لژهای فراماسون با مطالعه ی و اقتباس از دانشگاه های غربی آجر گذاشته اند . به جای تکمیل و تجهیز نهاد علمی موجود در جامعه ی ایران دانشگاه را به عنوان سازمانی موازی برای براندازی نهاد علمی ساخته انـــــــد . در این دانشگاه ها انتخاب غربزدگان متکی به ابرقدرت ها منجر به نفوذ فکـــری شرقی و غربی به ایران شد . وابستگی به غیر و عدم استقلال در کشور از دانشگاه سرچشمه می گرفت . هویت ایران را کشورهای استعماری تعیین می کردند ، از شاعر و داستان نویسی حمایت می کردند .

دانشگاه به دست یک مشت غربزده ی خودباخته یا نزدور اداره می شد و در چنین فضائی هرگاه حرفی  خلاف خواسته ی مزدوران در دانشگاه زده می شد به دانشگاه حمله می شد-به حوزه هم در مقابل هشدارهایش حمله می شد- و محیط دانشگاه آرم نبود .

پس از این نیم قرن که انقلاب اسلامی این حمله ها را برچید، در دانشگاه یک انقلاب فرهنگی شد . تغییراتی ایجاد شد اما ساختار اصلی باقی مانده و با رویکردی اسلامی و ایرانی به تکاپو پرداخت . در تصور ماهیت دانشگاه و علم معمار کبیر انقلاب فرمودند «دانشگاه مجری وحی الهی است . » حال آیا این بیان توصیفِ دانشگاه موجود بوده است ؟ با توجه به زمان از فهوای جمله بر می آید که ایشان با این بیان دیدگاهی ماهیتی در خصوص دانشگاه ترسیم می کنند . انقلابی که جایگاه دانشگاه را از مجری بودن لژهای فراماسون، مستشاران تجاری غرب و مستشرقین بیرون آورده و در مقابل در مقام مجری قرآن قرار می دهد . صد البته این با یک جمله ختم نشده است . دانشگاهی اسلامی طراحی شد که مبدأ همه ی تحولات باشد . عنصر آن در قبال کسب صنعت کسب هویت نکند، مسلمان باشد،هویت اسلامی داشته باشد ، دانشگاه و جامعه مصرفی نشوند .
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 12:42  توسط بسیجی   | 

 علم و عالمانه زندگي كردن و تدبير عالمانه در امور يكي از آموزه هاي اصلي دين مبين اسلام است . عالم و عالمانه بودن هم در همين قاموس تعاريفي دارد و محدود به دانستن يك يا چند سبقه علمي نيست . شيعه دنباله رو همين عالمانه زندگي كردن انبيا و امامان است و  در روشِ عالمانه تدبير كردن . تشيع يعني آگاهي نظري و عملي مجزا و توأم از اسلام و به عبارت كلي تر دست يابي به غايت و هدف اصلي هدايت تشريعي . پس از ظهور اسلام اين شكوفائي زماني دست خوش گذشته گرايي جامعة صدرِ اسلامِ پس از پيامبر شد . مدت هانيز به علت سيطرة مدل هاي خليفه گري و استبداد شاهيِ متداول بر ممالكِ مسلمان اين فرصت فراهم نشد ؛ فرصتي كه در آن برق به چراغ تشريع برسد .

   علم و درايت هميشه در مواجهه با سنت و قدرت سازمان كوچكي داشته است . چند عضو اندك آن نيز براي حفظ جان (وحفظ علم) هميشه جانب احتياط را گرفته اند تا چراغِ كم سوي بالاي رحل خاموش نشود . به هر حال چراغ هاي قرآن با تحمل انواع تهمت هاي كفر و پيگردها با اختفا و گوشه گيري و بخل دانش در پس توي زندان ها و يا مساجد روشن ماندند . كم كم با انتشار انديشه اين چراغ روشنتر شد تا فرصت نظريه پردازي علمي و عملي از شريعت به دست رهروان راه حق افتاد . نظريه هاي عملي توانست حتي تنباكوي منزل استبداد را هم بيرون بريزد . اين انديشه با مجالس وعظ و خطابه به مردم عادي معرفي شد . به اين ترتيب سيطرة مدرنيته اجتماعي و سياسي آوان قرن چهاردهم هجري شمسي نتوانست خورشيد هدايت الهي را كه از قرآن تابيده بود بپوشاند . در ساية نور قرآن نظريه پردازي بزرگ از قلب امت اسلام و از مدرسة فقه به پا خاست  . روح خدا در برابر همة ايسم هاي خطِ مشي هاي غربي خشتِ نظريه خود را از فقاهتِ شيعه نهاد . تفكر مديريت اجتماعي و سياسي و تدبير ملي و سازماني كشور را از نظريه هاي شيعه پرداخت . روايت شده زماني ارتش انگليس مقابل ناصرالدين شاه رژه رفت ، او در پاسخ به ملكه گفت ما ارتش جيره خوار نداريم ، هر زمان كشور را گزندي تهديد كند با فتواي مجتهد اعلم زن و مرد و پير و برنا از وطن دفاع مي كنند . از اين تفكر عملي تشيع امام خميني بسيج را تعريف كرد . در واقع شاكلة بسيج يك جنبش نرم افزاري ازتشيع است .شاخصه اي كه قرارداد تنباكو و رفتار نظامي غاصب را به يك ميزان قابل جهاد بداند . انجمن مقدس بسيج تشكلي مردمي و چندبعدي بوده و اعضاي آن بر طبق توانايي شان و باهم براي دفاع از حيثيت همنوعانشان در مساجد كه همان پايگاه علمي و عملي تشيع است جمع شده و گاه فطريه جمع مي كنند ، گاه راه و خانه مي سازند و اگر لازم شد براي صيانت اين اندوخته ها برابر تهديدهاي خارجي صف مي كشند . امروز اين همه NGO كه تعريف سازماني يافته است ، نمي تواند جاي بسيج را در مردم نهاد بودن و درون مدار و ارزش مدار بودن اعضاي آن بگيرد .فاعل جمله بسيج هيچ غائبي ندارد . هر شيعه يك بسيجي است . همه در صحنه حاضرند و به تبعيت از فرمان ولايت انجام وظيفه مي كند . 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 21:52  توسط بسیجی   |